داستان آدما و کارایی که می کنن
گاهی انقدر پیچیده و گم میشه
که خودشونم گم می کنن این وسط
که کدوم وری بودن......
از یه احساس خوب
یه دوستی
یه لجنزار بزرگ می سازیم...
آدما گاهی قدر نمی دونن!
قدر لذتِ یه قدم زدن ساده...
"از دست رفته" اینجا میشه یه مشت دقیقه و ثانیه
که حراج کردیمو مفت رفت......
آخ! احساس! کشتی!
آخ آدما کشتین!
آدما بیخیال من بشین!!
من تمومم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:55 توسط padfoot
|
قلمی می زنم...از درد خواهم گفت...از دل!